تبليغاتX
بهترين وبلاگ

راهنماى متون قوانين ادارى مختلف و ﻧﻴﺰ ﺭﻭﻳﻪ قضايي آمريكاﻳﻰ در موضوعات حقوق ادارى

نهادهاي ادارى در آمريكا

 امور عمومي و ادارى فرانسه

 سایت سرویس عمومى فرانسه

 شوراى دولتي فرانسه

شورای دولتی بلژیک

شورای دولتی لوکزامبورگ

شورای دولتی اسپانیا

دیوان عالی کانادا

دیوان فدرال سویس

دیوان عالی اداری فدرال آلمان

دیوان عالی اداری اتریش

 ديوان محاسبات فرانسه

چهارراه واحدهای محلی به زبان فرانسه

سایت امور عمومی به زبان فرانسه

فرهنگ اصطلاحات حقوق عمومی و سیاسی به زبان فرانسه

پژوهش مستند در حقوق اداری به زبان فرانسه

واژه نامه در سایت شورای دولتی فرانسه

دادرسی اداری نامه از شورای دولتی فرانسه

 

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 14:14 |

امروز برای دوستان دو شعر زیبا و قابل تأمل در وبلاگ می گذارم، لطفاً نظر خودتان را در مورد این شعرها بنویسید :

 

 رباعی :

 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست                 بی باده گلرنگ نمی شاید زیست

 

این سبزه که امروز تماشاگه ماست             تا سبزه خاک ما تماشاکه کیست

                                                                                                    خیّام

                                                       

 

قصیده:

                 

ره میخانه و مسجد کدام است                                      که هر دو بر من مسکین حرام است

 

نه در مسجد گذارندم که رند است                                   نه در میخانه کاین خمّار خام است

 

میان مسجد و میخانه راهی است                                      بجویید ای عزیزان کاین کدام است

 

به میخانه امامی مست خفته است                                     نمی دانم که آن بت را چه نام است

 

مرا کعبه خرابات است امروز                                              حریفم قاضی و ساقی امام است

 

برو عطّار کو خود می شناسد                                     که سرور کیست سرگردان کدام است

                                                                                                     

                                                                                  عطّار  نیشابوری                 

                                                                                                                

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 17:55 |

وحدت و يكپارچگى امت اسلام نزد امير مؤمنان (عليه السلام) از جايگاه و اهميت ويژه اى برخوردار است و اهتمام آن حضرت در حفظ يكپارچگى مسلمانان بر كسى پوشيده نيست.

على(عليه السلام) را بى گمان مى توان بزرگ ترين منادى وحدت امت رسول الله(صلى الله عليه وآله) ناميد و پژواك وحدت خواهى را از كلام و رفتار او شنيد.

آن حضرت در تبيين جايگاه ارزشى و اهميت فوق العاده وحدت و نقش مخرّب تفرقه و جدايى، خطاب به مردم كوفه مى فرمايد: «آگاه باشيد كه شما اكنون دست از رشته اطاعت كشيديد و با زنده كردن ارزش هاى جاهليت، دژ محكم الهى را در هم شكستيد، در حالى كه خداوند بر امت اسلامى با وحدت و برادرى منت گذارده بود تا در سايه آن زندگى كنند; نعمتى بود كه هيچ ارزشى را همانند آن نمى توان تصور كرد...».[1]

آن حضرت اعتقاد به خداى سبحان و تمسك به كتاب، شريعت و پيامبر واحد را محور گردهمايى مسلمانان و عروة الوثقاى آنان مى داند، و اجراى صحيح قوانين شريعت و پيروى از رهبرى را عامل تداوم و بقاى آن مى شمرد، و سرپيچى و تمرد از دستورات رهبرى را عامل تضعيف و متلاشى شدن آن معرفى مى كند.[2]

آن حضرت در يكى از خطبه هاى خود مى فرمايند:

             « پيروزى و شكست اسلام، به فراوانى و كمى طرفداران آن نبود. اسلام، دين خداست و هموست كه آن را پيروز ساخت...؛ جايگاه رهبر، چونان ريسمانى محكم است كه مهره ها را متحد ساخته، به هم پيوند مى دهد. اگر اين رشته از هم بگسلد، مهره ها پراكنده و هر كدام به سويى افكنده خواهند شد... . عرب امروز، گرچه از نظر مقدار اندكند، اما به نعمت اسلام فراوان اند و با اتحاد و هماهنگى عزيز و قدرتمند مى باشند».[3]

 

وحدت طلبى، در سيره عملى و رفتار آن حضرت نيز به راحتى مشاهده مى شود; چنان كه در مقابل حق به غارت رفته ى خويش 25 سال سكوت كرد و با آن كه خار در چشم و استخوان در گلو، خانه نشين شده بود، از هيچ تلاشى براى اتحاد مسلمانان دريغ نورزيد. امام على(عليه السلام) آن زمان كه سستى مسلمانان را در جنگ با مرتدان مشاهده كرد، با خليفه اول بيعت نمود.

شاهد اين مطلب، گفتار عثمان خطاب به امام(عليه السلام) است كه گفت: « اگر تو بيعت نكنى، مسلمانان متفرق شده و كسى به دستور خليفه براى جنگ با مرتدان نخواهد رفت».[4]

آن حضرت در جواب نامه ابوموسى اشعرى درباره حكميت مى نويسد:«پس بدان در امت اسلام هيچ كس وجود ندارد كه به وحدت امت محمد(صلى الله عليه وآله) و به انس گرفتن آنان به يكديگر از من دلسوزتر باشد. من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مى طلبم و به آنچه پيمان بسته ام وفادارم».[5]

كوتاه سخن آن كه على(عليه السلام) بزرگ ترين منادى وحدت امت اسلامى بوده است كه در راه تحقق و تداوم وحدت از هيچ تلاشى دريغ نورزيده است.



1 -  نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه 192.

2 - همان، خطبه 18.

3 - همان، خطبه 146.

4 -  ر.ك: امام على و زمامداران، على محمد ميرجليلى، ص 79، (انتشارات وثوق). به نقل از انساب الاشراف، بلاذرى، ج 1، ص 587، (نشر دارالمعارف، مصر).

5 - نهج البلاغه، نامه 78.

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 11:37 |

با پیدایش کامپیوتر، جرائم کامپیوتری نیز بوجود آمد. تاریخچه ی جرائم کامپیوتری[1] را می‌توان به سه نسل طبقه بندی نمود.

 نسل اول که تا اواخر دهة 1980 می‌باشد شامل سرقت و کپی برداری از برنامه‌ها و جرائم علیه حریم خصوصی اشخاص مانند سرقت از آثار و تحقیقات افراد. 

 نسل دوم که تحت عنوان جرائم داده‌ها[2] نامیده می‌شود و تا اواخر دهه 1990 ادامه داشته است. در این دهه تمامی جرائم علیه تکنولوژی اطلاعاتی، ارتباطاتی، کامپیوتری، ماهواره ای و شبکه‌های بین المللی تحت عنوان جرائم علیه داده‌ها اطلاق می‌شود.

نسل سوم که از اواسط دهة 1990 شروع می‌شود جرائم کامپیوتری تحت عنوان جرائم سایبر[3] یا جرائم در محیط سایبر[4] معروف گردید.

پیشینة تاریخی جرائم کامپیوتری به سال 1985 بر می‌گردد که جرائم کامپیوتری در بر گیرندة جرائمی مانند جاسوسی کامپیوتری[5]، سرقتهای آثار ادبی و سو‌ء استفاده غیر قانونی از سیستم‌های کامپیوتری[6] بود.

در دهة 1970 مقالات زیادی پیرامون جرائم کامپیوتری در روزنامه‌ها و در بعضی از کتابها نوشته شد ولی با توجه به اینکه نوشته‌های آنها مبتنی بر تحقیقات تجربی نبوده است لذا ارزش علمی نداشته تا بتوان به آنها استناد نمود ولی در اواسط دهة 1970 مطالعات تجربی پیرامون جرائم کامپیوتری صورت پذیرفت که در این مطالعات تمامی جرائم کامپیوتری بوقوع پیوسته را شامل نمی‌گر دید.

 نمونه‌هائی از تحقیقات هائی که راجع به جرائم اینترنتی صورت گرفته را بطور خلاصه بیان می‌نمائیم:

اولین تحقیقاتی که پیرامون جرائم کامپیوتری صورت گرفت در آمریکا بود که در این تحقیقات به قضیة کلاهبرداری از طریق سوء استفاده از 56 هزار مورد بیمه به ارزش حدوداً 30 میلیون دلار اشاره نمود[7].

مورد دیگر می‌توان به قضیه "هراشتات" در آلمان که مربوط به معاملات ارزی خارجی به مبلغ 200 تا 300 هزار مارک از حساب ارزی بانک هراشتات خارج گردیده و همین امر باعث ورشکستگی این بانک و وارد شدن خسارت به مشتریان گردید.

در دهة 1980 که بعنوان نسل دوم جرائم کامپیوتری محسوب می‌گردد. جرائم کامپیوتری فقط محدود به جرائم اقتصادی نبوده و سایر زمینه‌ها را هم که جنبة اقتصادی نداشته مانند دستکاری کامپیوتر بیمارستان‌ها، جعل اسناد با استفاده از کامپیوتر و ورود به اطلاعات خارجی محرمانة آمریکا، انگلستان و چند کشور دیگر دست یافته و این اطلاعات را به ک . گ . ب بفروشند.[8]

 

در دهة 1990 که شبکة جهانی (اینترنت) فراگیر شد جرائم کامپبوتری از جنبة اقتصادی وسیعتر گردیده و ابعاد جدید‌تری به خود گرفته است. جرائم جدید مانند ورود کرم اینترنتی که برای اولین بار توسط یک دانشجوی آمریکائی ساخته شده بود و باعث شد تا سیستم کامپیوتری حدود 6200 کاربر اینترنت شامل دانشگاهها، سرویسهای نظامی و سایتهای بیمارستان ها را مختل نماید. و هزینة تعمیرات سیستمها حدودا" به مبلغ 98 میلیون دلار بود که بعد از مدتی این دانشجو دستگیر و پس از محاکمه محکوم به پرداخت کلیه مبالغ فوق گردید[9].

در زمینه جرائم کامپیوتری می‌توان به اقدامات زیر اشاره نمود:

- تصویب موافقتنامة جرائم کامپیوتری در سال 1986-1985 توسط شورای اروپا گامهای زیادی برای تدوین قوانین مرتبط با جرائم کامپیوتری برداشته شد.

- در سال 1989  کمیتة تخصصی شورای اروپا برای تدوین و یکنواخت نمودن سیاست جنائی مربوط به جرائم کامپیوتری پیشنهاد‌هائی نمود که مورد تصویب شورا نیز قرار گرفت.

-در همایشی که انجمن بین المللی حقوق جزا در سال 1994 داشت یکسری از مسائل را به عنوان جرائم مستقل کامپیوتری تدوین نمود.

-نهایتاً در سال 2001  میلادی شورای اروپا، مبادرت به وضع موافقتامه جرائم کامپیوتری نمود که این موافقتنامه شامل چهار فصل و چهل و هشت گفتار می‌باشد[10].

در ایران نیز با توجه به توسعة تکنولوژیک وانفورماتیک با گسترش تخلفاتی از قبیل کپی و تکثیر غیر قانونی نرم افزار‌ها و برنامه‌های رایانه‌ای در دیماه 1379 قانون حمایت از پدید آورندگان نرم افزار‌های رایانه‌ای به تصویب رسید که آئین نامة آن نیز در 70 ماده به تصویب هیأت وزیران رسیده است.



1 -  Computer crime

2 - Crime Against Data

3 - Cyber crime

4 - Cyber space

5 - Computer espionage

6 -  Computer abuses

1 - Ulrich, Sieber. “The International Handbook on computer crime”, John Wiley & sons pub. 1986, p.30

2 - باستانی، برومند، "جرائم کامپیوتری و اینترنتی"، چاپ بهنامی، سال 1383 ص 27

1 - Gerald , ferrera and others, “Cyber law” south- western college pub, 2001, p.298

2 - بابازاده، قاسم. "پیرامون کنوانسیون اروپائی جرائم کامپیوتری" خبرنامه انفورماتیک ، شورای عالی انفورماتیک شماره 81 فروردین 81 ، ص 38.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فريدشهابي در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 19:27 |

امروزه، تحولات عظیمی در تکنولوژی بوقوع پیوسته و شاهد انقلابات بزرگ در زمینه فن آوری ارتباطات فراملی طی چند دهه اخیر
بوده ایم.

 اینترنت علیرغم تمامی امکانات و اطلاع رسانی در عرصه بین المللی که برای ما به ارمغان آورده است ولی متاسفانه بعضی از افراد سودجو و فرصت طلب با فرا گرفتن دانش و مهارت لازم، راههای ورود به سیستم های کامپیوترهای دولتی،خصوصی و... را به دست آورده اند که موجب بروز مشکلات و خسارات فراوانی گردیده است.

با توسعه و تحول یافتن اینترنت،در مقابل انقلاب عظیمی در ایجاد جرایم در سطح بین المللی بوجود آمده است. لذا در بیشتر کشورهای دنیا جرایم اینترنتی بعنوان یک معضل حاد و بسیار مهم تلقی میگردد ودولتها درصدد پیدا نمودن راه حلهای  مختلفی در جهت جلوگیری از وقوع آن میباشند.

در حال حاضر جرایم اینترنتی با اشکال مختلفی صورت می پذیردکه عبارتند از: کلاهبرداری اینترنتی ، سوءاستفاده از شبکه تلفنی ،سوءاستفاده از کارتهای اعتباری،وارد کردن ویروس به کامپیوترهای دیگر،پولشویی و..... .

در این تحقیق،پس از مقدمه به بررسی تاریخچه جرایم کامپیوتری ،تبیین مفهوم و ماهیت جرایم اینترنتی،بررسی انواع مختلف جرایم اینترنتی،بررسی نقاط قوت و ضعف قوانین و ارایه راهکارهای مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم کامپیوتری خواهد پرداخت.

کلید واژه:

کامپیوتر، جرایم اینترنتی، بزهکاری                    

متغیر مشتقل:  کلاهبرداری کامپیوتری، قاچاق مواد مخدر از طریق اینترنت. متغیر وابسته: مشکلات اجتماعی

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 19:18 |

 انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، جنبشی سیاسی در روسیه بود که در سال ۱۹۱۷ با سرنگونی دولت موقت که بعد از حکومت تزارها به روی کار آمده بود به اوج خود رسید و به برپایی اتحاد شوروی (که تا سال ۱۹۹۱ برقرار بود) انجامید. این انقلاب در دو مرحله صورت گرفت:

1 - ابتدا انقلاب فوریه ۱۹۱۷ بود که تزار نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه، را از سلطنت خلع کرد.این انقلاب پس از کمی کش و قوس دولت موقت، الکساندر کرنسکی، را به قدرت رساند.

2 - دومین مرحله، انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ است. انقلاب اکتبر که تحت نظارت حزب بلشویک (منشعب از حزب سوسیال- دموکرات کارگری روسیه) و به رهبری ولادیمیر لنین به پیش می‌رفت، قدرت را طی یک یورش نظامی همه جانبه به کاخ زمستانی سن پترزبورگ و سایر اماکن مهم از دولت موقت گرفت. در این انقلاب افراد بسیار کمی کشته شدند.

در طول این انقلاب در شهرهای اصلی روسیه همانند مسکو و سن پترزبورگ رویدادهای تاریخی برجسته‌ای رخ دادند. انقلاب در مناطق روستایی و رعیتی نیز پابه‌پای مناطق شهری در حال پیشروی بود و دهقانان زمین‌ها را تصرف کرده و در حال توزیع مجدد آن در میان خود بودند.

ورود روسیه به جنگ جهانی اول

در اوت ۱۹۱۴ روسیه وارد جنگ جهانی اول می‌شود. نخست فقط بلشویک ها مخالف جنگ هستند اما شکست های روسیه حامیان سلطنت تزار را به حداقل میرساند. در اوایل مارس ۱۹۱۷ اکثر کارگران در پطروگراد و مسکو دست به اعتصاب میزنند. شورش به پادگانها میرسد. در ۱۱ مارس تزار، دوما را منحل می‌کند. اما نمایندگان متفرق نمیشوند. در ۱۵ مارس تزار به نفع گراند دوک میخائیل کنار می‌رود. میخائیل حاضرنمی‌شود سلطنت را بپذیرد. دوما حکومت موقتی از اعتدالیون را به رهبری شاهزاده لووف به کار می گمارد. شورای پطروگراد که منشویکها و سوسیالیستها در آن اکثریت دارند به صورت رقیب شورای موقت در می‌آید.

نخستین کنگره شوراها

حکومت آلمان با هدف کارشکنی و خرابکاری در روسیه، لنین را با قطار از سوئیس به سوئد و از آنجا به پطروگراد می‌آورد. تروتسکی نیز از آمریکا وارد پطروگراد می‌شود. او گرچه بلشویک نیست اما با لنین هم آواز می‌شود که حکومت موقت حکومت بورژوایی است. استالین قبلاٌ در داخل روسیه در تدارک قیام فعال می باشد.

سازمان دهندگان بلشویک با شعار لنین " به جنگ خاتمه دهید" " تمام زمینها برای دهقانها " و " تمام قدرت در دست شوراها " به میان مردم می‌آیند. نخستین کنگره شوراها با حضور نمایندگان سربازها، کارگران و دهقان ها برگزار می‌شود. از میان بیش از ۶۰۰ نماینده ۱۰۵ نفر از بلشویک ها هستند اما کم کم به آنان افزوده می‌شود. حکومت موقت کرنسکی همچنان در پی ادامه جنگ است اما شکست های متوالی باعث فرار سربازان از جبهه می‌شود.

قیام بلشویک ها

آشفتگی عمومی باعث می‌شود بلشویک ها به دنبال قیام باشند اما قیام شکست میخورد و لنین به مرز فنلاند فرار می‌کند. بلشویک ها به اتهام جاسوسی برای آلمان دستگیر و زندانی می‌شوند. شاهزاده لووف استعفا می‌کند و کرنسکی جای او را می‌گیرد. محافظه کاران و اعتدالیون پشت ژنرال کورنیلوف جمع می‌شوند تا با حکومت موقت مبارزه کنند. کرنسکی برای دفاع از حکومت بلشویک ها و سوسیالیست ها را که حالا از زندان آزاد شده‌اند به یاری می خواند. سپاه کورنیلوف شکست میخورد. حالا بلشویک ها هم در شورای پطروگراد و هم در شورای مسکو اکثریت دارند. دهقانان قیام می‌کنند و زمین ها را از دست اشراف در می‌آورند.

کمیته انقلابی شورای پطروگراد

لنین به پطروگراد می‌آید و از اقدامات تروتسکی در سازماندهی قیام حمایت می‌کند. کمیته انقلابی شورای پطروگراد به رهبری تروتسکی ساختمان های دولتی را اشغال می‌کنند و کاخ زمستانی تزار را در شب هفتم نوامبر به اشغال در می‌آورد. کرنسکی می‌گریزد و اعضای حکومت موقت دستگیر می‌شوند.

شورای کمیسرهای خلق

بلشویک ها شورای کمیسرهای خلق را بوجود می‌آورند و لنین صدر شورا و تروتسکی کمیسر امور خارجه می‌شود. مسکو به تصرف بلشویک ها در می‌آید و دومین کنگره شوراها برگزار می‌شود. مالکیت خصوصی لغو و کلیه امور به شوراهای روستایی واگذار می‌شود. تمام زمین ها میان مردم تقسیم می‌شود. در ۱۹۱۸ بلشویک ها رسماً نامشان را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر می‌دهند.

جنگ داخلی

از اواخر ۱۹۱۸ تا اواخر ۱۹۲۰ شوروی درگیر جنگ داخلی است. ارتش سرخ به رهبری تروتسکی با گاردهای سفید ضد انقلابی می‌جنگند. در ۱۹۲۰ شوروی عملاً بر روسیه مسلط می‌شود.

منابع:  بررسی انقلاب روسیه - بخش نخست                                                                          برگرفته شده : از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

بررسی انقلاب روسیه - بخش دوم

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 19:8 |

نشست ملی سال ۱۷۸۹

جرقه ابتدایی انقلاب، تلاش های ناموفق لویی شانزدهم برای حل مشکلات اقتصادی رو به بدتر شدن فرانسه بود.در فوریه ۱۷۸۷ وزیر اقتصادی وی لومنیه د بریینه (Loménie de Brienne) مجمع برجستگان را تشکیل داد.این مجمع متشکل از گروهی از شریف زادگان، روحانیون، تعدادی از طبقه ی متوسط و ماموران دولتی بود.

 هدف از تشکیل این مجمع کنار گذاشتن پارلمان که قدرت کنترل کردن فرمان های سلطنتی را داشتند بود. اعضای پارلمان خود را مجریان نظارت های مشروطه سنتی بر سلطنت می دانستند.کنترل کننده ی عموم اقتصاد چارلز الکساندر د کالونه از مجمع برجستگان خواست تا مالیت زمین جدیدی را تصویب کنند که در آن برای اولین بار بر اموال روحانیون و اشراف مالیات بسته می شد.مجمع این قانون را تصویب نکرد و به جای آن از لویی شانزدهم خواست تا نشست ملی نمایندگانی از رسته اجتماعی را فرا بخواند.آخرین بار نشست ملی در ۱۶۱۴ فراخوانده شده بود.در ۸ اگوست ۱۷۸۸ شاه به تشکیل نشست ملی تن داد.این در حالی بود که جکس نکلر در دومین دوره، خود به عنوان وزیر اقتصاد بود.1

مجمع ملی2

مجمع موکلان ملی3

سقوط باستیل

باستیل نام زندان بزرگی بود در پاریس که بسیاری از مخالفان دولت و سلطنت در آن زندانی بودند. این زندان با یورش مردم در ۱۴ ژوییه ۱۷۸۹ سقوط کرد. باستیل را به آتش کشیدند و برای همیشه آن را از بین بردند آن چنان که امروزه از آن، تنها میدان بزرگی به نشانه آن باقی است. بسیاری، سقوط زندان باستیل را اولین جرقه انقلاب می‌دانند.4

الغاء فئودالیته و پیشنویس قانون اساسی

۲۰ روز پس از سقوط باستیل، مجلس اصناف فرانسه، به منظور آرامسازی جنگ و آشوب داخلی، در شب چهارم اوت، نظام فئودالیته را برای همیشه ملغا نمود. مجلس اصناف، بیگاری کشیدن از رعیت را از نشان‌های فئودالیته دانست و عشریه ی کلیسا را نیز برداشت. بدین ترتیب امتیازات صدها ساله اشراف و کلیسا از میان برداشته شد. در روز چهارم اوت اعلامیه ی حقوق بشر و شهروندی فرانسه5 نوشته شد و بنا شد تا در مقدمه ی قانون اساسی بعدی گنجانده شود تا حقوق شاه و ملت را تعیین نماید.

راه پیمایی زنان در ورسای6

انقلاب و کلیسا

ظهور احزاب

فرار خانوادهٔ سلطنتی به وارناس7

کامل شدن قانون اساسی

مجمع قانون گذار و فروپاشی سلطنت8

جنگ

بحران قانون اساسی9

مجمع ملی فرانسه10

دوران حکومت وحشت و ترور

از دوران روبسپیر به دوران ترور و وحشت انقلاب یاد می‌کنند. یکی از افتخارات مجلس در این دوران، اختراع دستگاهی بود که به نام سازنده‌اش گیوتین نام گرفته بود و به زودی به « ماشین مرگ انقلاب» لقب یافت. در این دوران بسیاری از مردم به عنوان دشمن مردم و مخالفان جمهوری و آزادی دستگیر، محاکمه و فوراً به دست گیوتین سپرده شدند.

مدیریت11

ضد انقلاب12

مراجع

ویکیپدیا انگلیسی

http://www.britannica.com/eb/article-9035357/French-Revolution
the French Revolution (1789-1799), Case Study (انگلیسی). www.sparknotes.com. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.

                                        



29 - Furet, François (1992). Revolutionary France, 1770-1880, p.45

30 - Macmillan, ۱۹۵۱, p. ۸۶John Hall Stewart. A Documentary Survey of the French Revolution. New York: Macmillan, ۱۹۵۱, p. ۸۶

32 - سلسله درس‌گفتارهای سید جواد طباطبایی در باب فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه

33 -  این اعلامیه با اعلامیه ی حقوق بشر امروزی ارتباطی ندارد.

34 -  p. ۱۲۱The Oxford History of the French Revolution, ۱۹۸۹ Doyle, William

37 -  پیشین

38 – مجموعه درس گفتارهای سید جواد طباطبایی در باب « فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه»

39 -۳۳۱ Doyle, William1989. The Oxford History of the French Revolution, p.

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 1:59 |

زمینه‌های انقلاب

مورخین دربارهی طبیعت سیاسی و اقتصادی اجتماعی انقلاب فرانسه اختلاف نظر دارند. تفسیرهای متداول مارکسیستی مانند تفسیر ژرژ لوفور این انقلاب را نتیجه ی برخورد بین طبقه اشرافی فئودالی و اعضای سرمایهگرای طبقهی متوسط جامعه دانستهاند1. بعضی از تاریخدانان استدلال میکنند که طبقهی اشرافی قدیمی یه حکومت پیشین در برابر اتحادی از اعضای طبقهی متوسط جامعه و روستاییان آزرده و حقوقگیران شهری تسلیم شدند. با این حال تفسیری دیگر ادعا میکند که انقلاب نتیجه ی از کنترل خارج شدن حرکتهای اصلاحی گوناگون اشرافی و مربوط به قشر متوسط جامعه بوده‌است. مطابق این نظریه، این حرکتها همزمان با حرکتهای مردمی حقوقگیران شهری جدید و روستاییان ایالتنشین بودند. اما هرگونه اتحاد در بین قشرها تصادفی و اتفاقی بوده‌است.2 اما بسیاری از تاریخدانان بسیاری از خصوصیات حکومت پیشین را از دلایل انقلاب دانستهاند. از دلایل اقتصادی آن میتوان به دلایل زیر اشاره کرد:

1 - لوئی پانزدهم جنگهای بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود3و لویی شانزدهم در زمان انقلاب امریکایی از مستعمرهنشینها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمههای اجتماعی حاصل از جنگ شامل بدهی سنگین جنگ با شکستهای نظامی سلطنت و کمبود خدمات برای برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد . 4

2 - داشتن سیستم اقتصادی بیکفایت و منسوخ که قدرت ادارهی بدهی ملی فرانسه را نداشت که هم نتیجه و عامل تشدید کنندهی آن سیستم مالیاتی ناتوان فرانسه بود.5

3 - کلیسای کاتولیک، بزرگترین ملکدار کشور، بر محصولات مالیاتی به نام دیمه وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کمتر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیشتر کرده بود.6

4 - خرج های اشرافی و آشکار دربار لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در ورسای با وجود فشار مالی بر مردم.7

5 - آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث می شد مقداری بیشتری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینه های اقتصادی نرسد.8

6 - قحطی و سؤ تغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیشتر می کرد. 9،10

7 - نبود بازرگانی داخلی و موانع زیاد گمرکی. 11

دلایل اجتماعی و سیاسی زیادی هم وجود داشتند که بسیاری از ان ها نتیجه ی برخاست ایده های عصر روشنگری بودند مانند دلایل زیر:

1 - خشم بر حکومت استبدادی سلطنتی.12

2 - خشم طبقه ی حرفه ای و بازرگان بر امتیازات و تسلط اشرافان در و بر زندگی روزمره در حالی که با زندگی هم طبقه های خود در بریتینیای بزرگ و هلند اشنا بودند. 13،14

3 - خشم کشاورزان، حقوق گیران و طبقه ی متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان. 15

4 - خشم بر امتیازات روحانیون (ضد روحانیت)16 و آرزوی آزادی اییادین.17

5 - ارزوی آزادی و جمهوریت.18

6 - خشم مردم بر شاه به دلیل اخراج جاکس نکلر و ترگت (مشاوران اقتصادی) عموما به عنوان نمایندگان مردم دیده می شدند.19



10 -  Lefebvre, Georges(1947) The Coming of the French Revolution.

16 - Minerva's Message: Stabilizing the French Revolution - Page 194 by Martin S. Staum

17 - Jayawardena The Rise of the Labor Movement in Ceylon - Page 173 by Kumari

18 - N. F. Dryhurst، The Great French Revolution, 1789-1793 - Page 437 by Petr Alekseevich Kropotkin, N. F. Dryhurst

19 - French Revolution and the People - Page 234 by David Andress

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فريدشهابي در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 1:51 |

انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) دوره‌ای از دگرگونیهای اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیبهای بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.

پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکلهای مبتنی بر اصول روشنگری، ملی‌گرایی1 دموکراسی و شهروندی پدید آمد.

با این حال، این تغییرات با آشفتگیهای خشونتآمیزی شامل اعدامها و سرکوبیها در طی دوران حکمرانی وحشت و جنگ‌های انقلابی فرانسه همراه بود. وقایع بعدی که میشود آنها را به انقلاب فرانسه ربط داد شامل: جنگ‌های ناپلئونی و بازگرداندن رژیم سلطنتی و دو انقلاب دیگر که فرانسه امروزی را شکل داد است.2

برخی معتقدند اولین جرقه انقلاب، یورش به باستیل بود و در آن زمان نیز مردم هنوز به براندازی سلطنت فکر نمی‌کردند3و برخی آغاز آن را ماه مه ۱۷۸۹ (میلادی) می‌دانند. پایان آن را ۱۷۹۵ یا ۱۷۹۹ میدانند و برخی سال ۱۸۰۴ که ناپلئون اعلام امپراطوری نمودو گاهی تمام دوره ناپلئون را تا ۱۸۱۵ نیز در جزء انقلاب فرانسه می‌آورند ولی اغلب آغاز عصر ناپلئون را پایان دوره ی انقلاب می‌شمارند.4

توکویل، از اندیشمندان همعصر انقلاب، معتقد است که با وجود آن همه تلاش برای وقوع انقلاب، نتیجه ی کار دموکراسی نبود. شاید به همین دلیل است که وی برخلاف بسیاری، سال ۱۷۸۹ (شروع انقلاب) را سال پایان انقلاب می‌داند.5 با این حال به نظر بسیاری، انقلاب با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. شاه، لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹ هنگامی که ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.

پس از ناپلئون دوباره نظام جمهوری جایگزین شد تا این که ناپلئون سوم (برادرزاده ناپلئون)، کودتا نمود و امپراتوری دیگری را به راه انداخت. پس از آن جمهوریهای متعدد شکل گرفت. بدین ترتیب در کمتر از یک قرن، بر فرانسه به شکلهای گوناگونی مانند جمهوری، دیکتاتوری، سلطنت مشروطه و دو امپراتوری متفاوت حکمفرمایی شد.6 تا به امروز که، جمهوری پنجم بر فرانسه حکمفرماست.

گاه شمار انقلاب

اگر آغاز انقلاب را دست بالا « ماه مه ۱۷۸۹» یعنی هنگامی که شاه، فرمان شروع بکار مجلس اصناف را پس از ۱۵۰ سال داد، بدانیم و پایان آن را « سال ۱۸۰۴» ، سال امپراتوری ناپلئون، دراین صورت می توان مروری اجمالی بر گاهشمار انقلاب نمود.7

مه ۱۷۸۹ (میلادی)

پادشاه فرانسه، لوئی شانزدهم، اعضای مجلس اصناف را فرا می خواند. این اولین نشست پس از سال ۱۶۱۴ (میلادی) است. و از آن ها می خواهد تا مالیات ها را افزایش دهند.

ژوئن ۱۷۸۹ (میلادی)

۱۷ ژوئن: طبقه ی متوسط مجلس موسوم به طبقه سوم8 از مجلس اصناف، جدا می‌گردند و خود را به عنوان مجمع ملی اعلام می نمایند. ۲۰ ژوئن: مجمع ملی در زمین تنیس قصر پادشاه در ورسای تحصن
می کنند و قسم یاد می کنند تا قانون اساسی جدید را تدوین کنند.

۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹ (میلادی)

اوباش و انبوه خشمگین مردم پاریس با شنیدن اینکه سربازان پادشاه در راه هستند، سی هزار تفنگ سرپر را از اسلحه خانه ی سلطنتی می دزدند و به زندان باستیل هجوم می‌برند.

اوت ۱۷۸۹ (میلادی)

۴ اوت: الغای نظام فئودالیته و ارباب رعیتی

۲۶ اوت: مجمع ملی، بیانیه حقوق بشر و شهروندان فرانسه را تصویب می کند. بر طبق این بیانیه، آزادی، یک حق طبیعی محسوب و تساوی تمام شهروندان در برابر قانون تضمین می گردد.

۵ اکتبر ۱۷۸۹ (میلادی)

کمبود مواد غذائی و شورشها ادامه می یابند. در پنجم اکتبر جمعیتی از مردم که اکثر آنها را زنان تشکیل می دادند از پاریس به سمت قصر پادشاه در ورسای، راهپیمایی و تقاضای نان می کنند. آنها اعضای خانواده سلطنتی را بعنوان اسیر با خود به پاریس می برند.

فوریه ۱۷۹۰ (میلادی)

دولت دارایی‌های کلیسا را مصادره می‌کند.

سال ۱۷۹۱ (میلادی)

۲۱ ژوئن: پادشاه و خانواده اش سعی در فرار از فرانسه دارند، اما دستگیر شده و به فرانسه رجعت داده می شوند. هزاران تن از اشراف زادگان،کشیش ها و افسران ارتش که مخالف انقلاب هستند، فرانسه را ترک می گویند.

۱۴ سپتامبر: لویی شانزدهم، قانون اساسی جدید را امضا نموده و بدین ترتیب سلطنت مشروطه را می‌پذیرد.

آوریل ۱۷۹۲ (میلادی)

فرانسه علیه اتریش و پروس که برای حمایت از پادشاه فرانسه ، نقشه ی حمله به فرانسه را داشتند، اعلان جنگ می کند. این آغاز جنگ های انقلابی علیه نیروهای مشترک اتریش، پروس، انگلستان و اسپانیا است. آنهاتا سال ۱۸۰۲ (میلادی) به مبارزه ی خود ادامه می دهند.

اوت ۱۷۹۲ (میلادی)

ژاکوبین‌ها و انقلابیون افراطی9 پادشاه را عزل و دستگیر می‌نمایند و پس از آن اعدام‌های انقلابی آغاز می‌گردد.

۲۲ سپتامبر ۱۷۹۲ (میلادی)

 انتخابات بر پا می گردد. برای اولین بار در تاریخ فرانسه، هر فرانسوی از حق رأی برخوردار است. رژیم پادشاهی از میان می رود و در فرانسه یک جمهوری و دولت مردمی اعلام می گردد. از این پس، حتی پادشاه لوئی شانزدهم نیز یک شهروند خوانده می شود. شروع تقویم انقلاب از ۲۲ سپتامبر است.

۲۱ ژانویه ۱۷۹۳ (میلادی)

در یازدهم ژانویه لوئی شانزدهم به جرم خیانت و شرکت در توطئه با قدرت های خارجی گناهکار شناخته شده و ۱۰ روز بعد اعدام می گردد.

۵ سپتامبر ۱۷۹۳ (میلادی)

آغاز دوره وحشت و ترور در فرانسه؛ ژاکوبین ها، گروهی انقلابی افراطی به رهبری ماکسیمیلیان روبسپیر، قدرت را در دست می گیرند. این دوره ۱۰ ماه به طول می‌انجامد.

۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ (میلادی)

همسر لوئی شانزدهم، ماری آنتوانت، اعدام می گردد

۲۸ ژوئیه ۱۷۹۴ (میلادی)

با اعدام روبسپیر و ۲۱ تن از یارانش دوره ی وحشت پایان می پذیرد و از آن به ترمیدور یاد می‌کنند.

سال ۱۷۹۵ (میلادی)

۲۲ اوت: قانون اساسی سال ۱۹۷۵ به تصویب می‌رسد.

 اکتبر: قرار داد صلح با پروس و هلند و چند ماه بعد با اسپانیا به امضاء می رسد. یک دولت جدید به نام دیرکتوار (هیت مدیره) تشکیل می یابد. متشکل از پنج مقام اجرایی و دو حقوقدان عالیرتبه. این دولت چندان موفق نیست و نارضایتی بوجود می آورد.

سال ۱۷۹۹ (میلادی)

ناپلئون بناپارت، یک ژنرال ارتش انقلابی، قدرت را در دست می گیرد. دولت به ناچار کناره گیری می کند. ناپلئون به سرعت امنیت را برقرار می سازد و خود را اولین کنسول می خواند.

سال ۱۸۰۲ (میلادی)

ناپلئون به عنوان کنسول‌اول مادام العمر، انتخاب می گردد.

۲۸ مه ۱۸۰۴ (میلادی)

ناپلئون خود را امپراتور فرانسه و همسرش ژوزفین را امپراتریس اعلام نمود.



3 - سلسله درس‌گفتارهای سید جواد طباطبایی در باب فلسفه سیاسی انقلاب فرانسه

4 - لغتنامه دهخدا؛ مدخل انقلاب کبیر فرانسه

5 - هفته نامه شهروند امروز؛ ش ۴۳؛ مقام توکویل در جامعه شناسی؛ تقی آزاد ارمکی

7 -  French Revolution (1789-1799), Case Study the(انگلیسی). www.sparknotes.com. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.

8 -  Third Estate

9 -  sans-culottes

+ نوشته شده توسط فريدشهابي در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 23:16 |

بعزم مرحله عشق پيش نه قدمي       که سودها کني اَر، اين سفر تواني کرد.

مقدمه

همانگونه که مي دانيم، کشور عزيز ما با کشور ژاپن تقريباً همزمان با علوم جديد و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمين آشنا شد.[1]

کشور ژاپن به لحاظ الگوبرداري درست از غرب و با تکيه بر سنت هاي اصيل ملي، کار خود را از آموزش شروع کرد. در دور افتاده ترين روستاها، با همکاري مردم، به طور جدي، مدارس ابتدائي را تأسيس و گسترش داد. معلمان اين مدارس براي تدريس علوم از روش « يادگيري با عمل » بهره جستند. بدين معنا که دانش آموزان را وادار ساختند، با اجراي آزمايش، پديده هاي طبيعي را تجزيه و تحليل و تفسير نمايند و لذا موفق شدند با عشق و ايمان و علاقه و کوشش خستگي ناپذيري، بر مشکلات خود چيره شوند.

همگان، در اين فکر بودندکه : با حداقل هزينه، قناعت فردي و جمعي، بيشترين درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گيرند. همه هماهنگ با تلقي و برداشتي درشت و عميق و هم راستا و هم سو براي بهبود کيفيت آموزش گام برداشتند، براي خانه هاي مسکوني خود حداقل و براي مدارس حداکثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش از روش شاگرد محوري بهره گرفتند. همه چيز را در اختيار مدرسه و معلم و دانش آموزان قرار دادند، براي محيط آموزشي قداست ويژه اي قائل شدند. به دانش آموز شخصيت و مسئوليت را به طور يکسان تفويض کردند، آموزش علوم با اجراي آزمايش بوسيله دانش آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقيم و غير مستقيم با طبيعت و قوانين موجود در طبيعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره مدرسه و کلاس شريک کردند. و آموزش نظري با عملي به گونه اي همگام و همراه شد که در مدت کوتاهي توانستند، علوم که مبنا و اساس صنعت و تکنولوژي است به طور چشمگيري تقويت کنند.

مسئولان سياسي و علمي و فرهنگي ژاپن بارها گفته اند، که : « برخلاف آنچه عده اي تصور مي کنند، ما ابتدا از توسعه ي آموزشي و علمي شروع کرديم و بعد به دنبال آن، به توسعه ي اقتصادي دست يافتيم »، در واقع مبناي اصلي توسعه اقتصادي ژاپن « توسعه آموزشي » است. متأسفانه دير زماني است که، علماي ما به علوم طبيعي توجه و عنايت چنداني نداشته اند، و بيشتر وقت گرانبهاي خود را در مباحث و مسائل نقلي صرف کرده اند. لذا کشور نتوانست، شخصيت هاي برجسته اي همچون : ابن سينا- محمد بن موسي خوارزمي - ابوريحان بيروني - جابربن حيان - رشيدالدين فضل ا... و شيخ بهائي ... را ( که در علوم طبيعينيز تخصص داشتند ) به جامعه عرضه کند.

از سوي ديگر وقتي زمامداران اميرکبير بنيا نگزار دارالفنون را از صحنه بيرون کردند، هدف هاي اصلي او را نيز فراموش کردند.[2]

در کشور ما علوم طبيعي تدريس شد، اما بدون اجراي آزمايش!! دروسي مانند فيزيک، شيمي و زيست شناسي و زمين شناسي به جاي اين که در طبيعت تدريس شود و دانش آموز با چشم خود ببيند، با دست خود لمس کند، با مغز خود بينديشد و با قلب خود اطمينان پيدا کند- ( بجز موارد استثنائي)_ در کلاس هاي در بسته بدون تماس با خود طبيعت که موضوع درس است، مانند قصه و داستان تدريس شد.

در مغرب زمين، شاگرد و معلم با کار وکوشش و تلاش شبانه روزي، در آزمايشگاه هاي کوچک و بزرگ، قوانين طبيعي را با روش علمي کشف کردند، و آنرا بسط دادند که به صورت کاربردي درآوردند و بدين ترتيب مباني صنعت و تکنولوژي خود را استحکام بخشيدند. هر روز با آزمايش جديدي در رشته هاي مختلف علوم، به حقايق تازه اي دست يافتند. با وسواس علمي و دقت فراوان باد و باران، زمين و آسمان، ماه و ستارگان، دشت و بيابان، کوه و کوهستان، صحرا و درختان، حيوان و انسان و... را مطالعه کردند و بر کره زمين استيلا يافتند و راهي فضا شدند.

مواد خام را در اينجا و آنجا شناسايي و آزمايش کردند. مزارع و کشتزارها، درياها و اقيانوس ها، موزه ها و کتابخانه ها را در اختيار دانش آموزان خود قرار دادند. و از ايشان خواستند تا با غور و بررسي طبيعت، شخصاً قوانين را کشف و با آزمايش و روش هاي علمي قوانيني که قبلاً به وسيله دانشمندان کشف شده بود دوباره بررسي و تحقيق و صحت درستي آن را تأييد و با رد آن قانون جديدي وضع يا آن را کامل نمايند.[3]

گاهي کلاس دانش آموزان در کنار برکه آب يا رودخانه و مزرعه تشکيل مي شد و هردانش آموزي براي خود با کمک چند ابزار ساده مانند ذره بين، آئينه، قيچي، نيروسنج، قطب نما، آهن ربا و... از همان دوره ابتدايي روش بررسي طبيعت را مي آموخت با اين روش دروس و مطالب آموزشي مستقيماً از نوک انگشتان به مغز انتقال مي يافت. بدين ترتيب رموز عالم را به طوري نسبي کشف کردند و هزاران وسيله را توليد، و صدها بيماري لاعلاج را درمان کردند. چهره جامعه تغيير و پيشرفت هاي حيرت انگيزي درتمام شاخه ها صورت پذيرفت.

ما در حق دانش آموزان خود که از خوش استعدادترين، دانش آموزان جهان مي باشند. کوتاهي کرديم استعدادهاي ايشان را تباه ساختيم. مستقيم ترين راه تدريس علوم را که روبرو کردن دانش آموز با پديده هاي طبيعي است، رها ساختيم و از دانش آموزان خود خواستيم که فقط عبارتي که قانون را بيان مي کند، از بر کنند و ظاهراً به همين يادگيري طوطي وار بسنده کرديم و خوشحال شديم که دانش آموزان ما نيز قانون طبيعي را مي دانند. در حالي که اين يک خيالبافي محض بود. از بر کردن يک عبارت با درک و فهم و تجزيه و تحليل و اظهارنظر درباره يک پديده طبيعي بسيار متفاوت است. همان گونه که مونتاژ کردن يک تلوزيون با اختراع آن بسيار فرق مي کند .

براي آن که بتوانيم جبران گذشته را کنيم، هيچ راهي نداريم، جز آنکه در نظام آموزش علوم در مدارس خود يک انقلاب عملي به وجود آوريم. بايد حصارهاي قطور مستحکم و آهنين و غير قابل نفوذي که بين کلاس درس و طبيعت در مدارس ما کشيده شده است منهدم کنيم کلاس علوم را در طبيعت برپا کنيم. با عمل و اجراي آزمايش و با اشاره به پديده هاي طبيعي درس بدهيم، و از دانش آموزان نيز بخواهيم با اجراي آزمايش و عمل و ساختن وسائل ساده و ارزان قيمت که قانون طبيعي را نشان دهد، درس را پس بدهند. نمره امتحان تنها به عملي تعلق گيرد که نشان مي دهد دانش آموز قانون معيني را درک و قدرت تجزيه و تحليل آن را پيدا کرده است.[4]

اکنون که در دانشگاه هاي ما در پاره اي از رشته ها - بخصوص علوم پايه - زمزمه کار تحقيقي آغاز شده است جا دارد اين زنده کردن روح تحقيق و پژوهش را از مدارس ابتدايي، راهنمايي و بخصوص دبيرستان شروع کنيم زيرا محققان آينده کشورما کساني هستند که اکنون درمدارس ابتدايي آموزش مي بيند.

براي اين کار به يک بسيج عمومي و مشارکت اجتماعي نيازمنديم، به مردم اعلام کنيم که از اين پس نمي خواهيم نفت خود را به ثمنِ بخس بفروشيم، نمي خواهيم معادن غني و سرشار خود را با بهائي ناچيز در اختيار بيگانگان قرار دهيم و ... بلکه مي خواهيم نفت خود را به وسيله کارشناسان و مهندسان ايراني شناسايي استخراج و تصفيه کرده و با آن تبديل به مواد قابل عرضه در بازارهاي جهاني عرضه کنيم.

هيچ سئوال کرده ايم که به چه دليلي معادن سيليس خود را با ارزان ترين قيمت به بيگانگان بفروشيم و عدسي هاي گوناگون را با گرانترين قيمت وارد مي کنيم؟ آيا تا به حال از خود سئوال کرده ايم که چرا بايد هزاران تن مواد خام به خارج صادر و مواد مصرفي ابتدايي را از خارج وارد کنيم؟ آيا حيف نيست ملتي که داراي استعدادهاي درخشان و معادن سرشار و آب و هواي مناسب ( حدود 45 درجه اختلاف دما در يک شبانه روز، ) مي باشد همچنان عقب مانده باقي بماند؟

پاسخ اين سئوال و ده ها سئوال ديگر در زمينه عقب ماندگي در شـؤن زندگي اجتماعي و فردي را بايد در آموزش و پرورش پيدا کرد. در آموزش و پرورش بايد يک راست به سراغ معلم و روش تدريس رفت.

معلمان کودکان ( 7- 6 ) ساله را به عنوان ورودي سيستم تحويل مي گيرند و پس از 12 سال آموزش از سيستم خارج مي کنند، اگر روش تدريس معلم آميخته با تحقيق و پژوهش، آزمايش و تجربه و در ارتباط با مسائل خانوادگي اجتماعي اقتصادي، فني و صنعتي و کشاورزي، خدماتي باشد. اگر معلم با استفاده از وسائل ديداري، شنيداري و سائل آزمايشگاهي، بازديدهاي علمي و نيز با برخوردي صحيح ( جذاب - هدايت گر- محبت آميز- از روي رفق و مدارا و سلامت نفس و ...) آموزش دهد، و اگر معلم از امکانات موجود حداکثر بهره برداري را بنمايد و البته اگر معلم به خلق و خوي معلمي آراسته و در عين حال از نظر زندگي تأمين باشد، مي توان انتظار داشت که وظيفه خود را به خوبي انجام دهد، تا گام هاي اوليه در راه تربيت نسل نو براي تحقيق پژوش برداشته شود.[5]

لذا همه بايد به معلم و مدرسه کمک کنيم تا بتواند رسالت بزرگ خويش را به انجام برساند مي دانيد که معلمان در کشورهاي شرقي در بين خوش استعدادترين، علاقه مندترين و آگاه ترين و دلسوزترين دانش پژوهان انتخاب مي شوند و پس از کسب آموزش هاي نو و مناسب راهي کلاس مي شوند.

کشورهاي پيشرفته در ابتداي رونق علوم در کشور خود، شخصاً براي تدريس اين شاخه وسيله آزمايش طراحي کردند، به کمک وسائل ارزان قيمت آزمايشگاه درست کردند چون جائي براي تقليدنداشتند، روي پاي خود ايستادند و مدارس خود را از هر نظر منجمله روش تدريس نو تجهيز کردند.

شيگه کي کادو يا متخصص علوم پايه در وزارت آموزش و پرورش ژاپن مي گويد : « هدف ما تنها تربيت يک انسان حقيقي و خلاق مي باشد، مي خواهيم دانش آموزاني تربيت کنيم که کاوشگر باشند، خود به تنهايي فرضيه ها را طراحي کنند و با به کارگيري خلاقيت ذهني خود سنت تقليد و دنباله روي را زير پا گذارند. »

سال ها است که آموزش علوم در ژاپن از طريق آزمايش هاي عملي پيگيري مي شود و دانش اموزان نه با خواندن کتاب هاي درسي بلکه با استفاده از ميزهاي آزمايشگاهي قوانين طبيعي را فرا مي گيرند از دانش آموزان خود مي خواهند تا خود به پژوهش و تحقيق بپردازند و اين کار تحقيقي از همان دوره ابتدايي آغاز مي شود و در همه زمينه ها از جمله ادبيات توسعه مي يابد.ايشان کتابخانه را آزمايشگاه و مرکز تحقيقات دروس ادبيات قرار داده اند، معلم فهرستي ازکلمات را به دانش آموزان مي دهد ازآن ها مي خواهد مفاهيم، معاني، مترادف ها، متضادهاي اين کلمات را خود شخصاً با مراجعه به کتابهاي مختلف درکتابخانه ها پيدا کنند. نوشتن شرح حال نويسندگان و شاعران برجسته و ... از تکاليف تحقيقي دانش آموزان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فريدشهابي در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 18:33 |